X
تبلیغات
بانه چه خبر

بانه چه خبر

اخبار و رویدادهای بانه

شبهای رمضان بانه

شهر بانه در این سال ها به دلیل تغییر بافت شهری از یک شهر گمنام حاشیه ای به شهری تجاری با پاساژهای لوکس، شاهد تغییرات فرهنگی نیز بوده است. هجوم مسافران از اقصی نقاط کشور به این شهر مرزی به منظور خرید برخی کالاهای ارزان قیمت، موجب گشایش روابط اجتماعی و بین فرهنگی جدیدی شده که بررسی آن از جوانب مختلف می تواند قابل توجه باشد. در این یادداشت می خواهم به پدیده نوظهوری از عادات شهر نشینی مردم بانه اشاره کنم که عمر آن از سه سال تجاوز نمی کند.

شب های رمضان در شهر بانه در سه سال اخیر حال و هوای دیگری به خود گرفته است. صدای اذان مغرب که بر بلندگوهای مساجد شهر طنین انداز می شود دیگر هیچ مغازه ای گشوده نیست. در خیابان ها اگر افرادی به چشم بخورند، شتابان در حال ترک خیابان به سوی منزل می باشند. اما با گذشت یکی دو ساعت بعد از افطار کم کم خیابانهای شهر مملو از خودروهای شخصی و خانوادگی شده به گونه ای که ترافیک و راه بندان سنگینی در معابر اصلی شهر به ویژه حد فاصل میدان ساعت تا بیمارستان به وجود می آید. گذشته از این، وقتی به خیابان «شیک پوشان» شهر یعنی خیابان صلاح الدین جنوبی(بیمارستان) می رسی شاهد انبوه جمعیتی می شوی که غالباً به قصد پرسه زدن بدانجا رفته و با افراد خانواده یا گروه دوستان در پیاده روهای این خیابان در رفت و آمدند. جوانهای خوش پوش و خوش قیافه در حالیکه با گوشی موبایل در حال لاس زدن هستند، با ماشین های غالباً مدل بالا، مدام رفت و آمد می کنند. مغازه دارهای خیابان بیمارستان شاید خوش شانس تر از جاهای دیگرند که محل کسب شان در این خیابان واقع شده زیرا آنها هم فرصت را غیمت شمرده و در مغازه را می گشایند و اجناس شان را به فروش می رسانند. این شب ها را که می توان از آن به مثابه یک پدیده نام برد، ظاهراً میل آن دارد که بدل به یک عادت فرهنگی شود. شکی نیست که درصد قابل توجهی از مردم بانه متاثر از وجود مراکز تجاری، دارای درآمد نسبی در حد طبقه متوسط می باشند که این امر موجب گرایش خانواده ها به سمت مصرف گرایی و مصرف زدگی شود. بنابر این به تبع افزایش درآمد خانوار، هزینه ها و تعرفه های مصرف آن نیز بالا می رود.

شبهای رمضان به دلیل نزدیکی به شب عید فطر که بر طبق عرف منطقه، شب نو شدن پوشش و لباس نیز می باشد، شب های هزینه برداری برای خانواده ها می باشد. از اینرو بخشی از این مردم که در این شب ها در ازدحام جمعیت در پیاده روها می لولند، به خاطر نو شدگی برای عید فطر ظاهر می شوند. اما از دلایل دیگر این امر نیز می توان به روحیه شاد و شادی طلبی مردم این شهر اشاره کرد. ظریفی که خود از اهالی یکی از شهرهای هم جوار بانه می باشد، می گفت: «مردم بانه آنقدر شادی طلب اند که بعد از شرکت در مراسم عروسی، سری هم به «دوکانان» و «سورین» می زنند و بعد به خانه بر می گردنند!»   

به هر حال شب های رمضان بانه شب های متفاوتی است حتی دختران هم با پیش قراول دادن برادر کوچکتر خود، پرسه پرسه زنان در حال شب گردی هستند. و گاهی اوقات تا ساعت 2 بامداد هنوز خیابانها تردد غیر عادی دارند.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم شهریور 1389ساعت 17:41  توسط سیمین پاکنژاد  | 

 در نوشته قبلی قول داده بودم از آثار و تبعات هجوم مسافران به بانه بنویسم در این یادداشت کوشش می کنم که این آثار را از جهت فرهنگی مورد بررسی قرار دهم

الف) آثار و تبعات فرهنگی

نگاهی گذرا به تاریخ شهرنشینی در بانه بیانگر این واقعیت است که شهر بانه نیز همانند بسیاری از شهر های دیگر کشوری مانند ایران، از ابتدا با نام «شهر» تاسیس نشده است بلکه بیشتر یک قصبه بوده که با رشد جمعیت آن کم کم زمینه تبدیل آن به یک شهر فراهم و سرانجام به شهرستان تغییر یافته است. از اینرو طبیعی است که بسیاری از عادات مردم آن به ویژه نسل های قدیمی در حدود روابط روستایی باقی مانده باشد. اما تغییرات فرهنگی با استفاده از مکانیسم ها و ابزارهای جهانی سازی خود به گونه ای عامل تسریع کننده ای در تغییر بافتار فرهنگی و اجتماعی به حساب می آیند. مسافرانی که به ویژه از شهر های بزرگتری به بانه قدم می گذارند، با این پیش فرض وارد بانه می شوند که « بانه روستای پف کرده ای است نه یک شهر». بخشی از این جمله می تواند مورد تایید قرار گیرد آنجا که به لحاظ شهرسازی و مبلمان شهری، شهر بانه دارای عقب ماندگی های تاریخی است. که البته به نظر می رسد این نقیصه طی چند سال اخیر با توجه به افزایش درآمد شهری در حال جبران باشد. اما بخشی از آن هنوز نیازمند گذر زمان است که تبلور آن در رفتارهای شهرنشینی شهروندان می تواند خود نمایی کند.

منظور از آثار فرهنگی هجوم مسافران به بانه این است که بیشتر مسافرین با این پیش فرض که این شهر در واقع یک روستا است نه یک شهر،  پا به این شهر می نهند. و این خود در بردارنده یک نگاه و طرز تلقی از بالا به پایین و یا تلقی شهرنشین نسبت به یک روستا نشین می باشد که ما حصل آن انجام رفتارهای آقابالاسرانه و ناشی از تکبر و نخوت شهری به نسبت روستایی از سوی اکثریت قریب به اتفاق مسافرین می باشد. این امر البته می تواند از دلایل عدم توسعه متوازن و به حاشیه راندن برخی نقاط ایران که دارای ویژگی های قومی ــ  فرهنگی خاصی هم هست از سوی مدیریت کلان کشور باشد که در درازمدت این نگاه حاکمیت که ریشه های  تبعیض آمیز آن واضح است به مردم نیز سرایت پیدا می کند و مردم مناطق ایران با نگاه حقارت آمیز و عدم اعتماد با همدیگر رابطه برقرار می کنند..

در یک تعریف عام از فرهنگ، می توان گفت که فرهنگ به هر چیزی اطلاق می شود که توسط موجودات انسانی آفریده و از هر آن چه جزئی از طبیعت بوده مجزاست. در مبحث فرهنگ آنجا که صبغه و بار اخلاقی شدیدی هم دارد می توان دو گونه قیاس به عمل آورد. یکی دنیای شهری و دیگری دنیای روستایی است. با این نگرش روستایی گرایی به صورت جزئی از یک ضد شهری ـ گرایی در می آید. شهرها در روند رشد خود و سرازیر شدن سیل مهاجران به درون شان تصویرگر عوالم اجتماعی هر چه متضادتر و مختلف تری می شوند.

بنابر این وقتی توسعه به طور متوازن و استراتژیک اتفاق نمی افتد، طبیعی است که فاصله بین طبقات و اقشار از یک سو و بین شهرها و شبه شهرها از دیگر سو رو به تزاید می گذارد. مردم شهرهایی مانند بانه احساس کهتری می کنند و از این رو ضریب آسیب پذیری آنان به مراتب بیشتر می شود. در مقابل مردم برآمده از شهرهای بزرگ احساس مهتری کرده خود را محق و حق به جانب احساس می کند و احتمالاً در این راه خواستهای خود و به عبارتی دیگر ارزشهای فرهنگی خود را تحمیل نماید.

در یادداشت بعدی به جوانب زیست محیطی مساله خواهم پرداخت.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم شهریور 1389ساعت 17:38  توسط سیمین پاکنژاد  | 

همه راه ها به « اين شهر » مي رسند! بانه ؛ جلوه گاه صنعت بدل سازي چين



فؤاد سعيدنيا
يک ضرب المثل قديمي مي گويد «همه راه ها به رم ختم مي شوند» به درستي مشخص نيست چرا کردها آن را به شکل «همه راه ها به بانه مي رسند» تغيير داده اند.





 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مرداد 1389ساعت 23:30  توسط سیمین پاکنژاد  | 

تمام راه ها به بانه ختم می شه!

یکی از خصلت های مردم بانه که از قدیم زبانزد عام و خاص بوده است، روحیه مهمان نوازی و مهمان پذیری بوده است. مردم این شهر از قدیم الایام دارای طبعی مهربان و سرشتی نیک در برخورد با غریبه ها بوده اند. اما به نظر می رسد این خصلت مربوط به دوران گذشته و جزء آداب زمانی بوده باشد که این شهر از لحاظ جغرافیایی، شهری بسته و تقریباً فاقد ارتباط زنده با سایر شهرهای منطقه بوده است. یکی دیگر از ویژگی های بارز این شهر که از دیرباز هویتی خاص به مردم این شهر داده است، برخورداری از روحیه ریسک پذیری و خطر کردن است. می توان گفت که از هنگام تاسیس دولت های مدرن و تعیین خطوط مرزی بین کشورها و ایجاد کشورهای مستقل در منطقه، مردم بانه این خطوط جغرافیایی را ندیده انگاشته و برای امرار معاش و فعالیت اقتصادی در حد تبادل کالا با مردم آن سوی مرز (کردستان عراق) در تعامل و داد و ستد بازرگانی بوده اند. این مبادلات که در اواخر قرن 19 شروع شده از صادرات کالاهایی مانند کتیرا و زغال چوب گرفته تا دانه های روغنی و ... تا وارد نمودن کالاهای مصرفی و لوکس اوایل قرن 21 مانند ال سی دی، کولرگازی و ... طی فرایندی همواره در تغییر بوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مرداد 1389ساعت 15:16  توسط سیمین پاکنژاد  | 

تاريخچه مختصر بانه

برخي از نويسندگان پيشينه‌ي بانه را بسيار كهن پنداشته و احتمال داده اند كه همان سرزمين تاريخي پارسواش يا پارسواست. بانه در دورة آشوريان ازجمله سرزمين هايي به شمار ميرفت كه در معرض تهديدبود، چنانكه در دورة فرمانروايي پيلسر سوم(748-728 ق‌م)سپاهيان آشور در تهاجم خود تا اطراف بانه پيش آمدند. در فوريه 628م، در حمله هرقل(هراكليوس)به ايران، ظاهرا سپاهيان وي به منطقه بانه رسيدند. وي قبل از حمله به همدان به مدت 7 روز در بانه اقامت گزيد. از تاريخ پيش ازاسلام بانه اطلاع ديگري در دست نيست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مرداد 1389ساعت 15:13  توسط سیمین پاکنژاد  |